السيد محمد حسين الطهراني

319

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

بلندقامت ، شرقى و غربى ، همه بايد اين دارو را استعمال نمايند . فائدهء اين دوا نسبت بجميع أفراد علىالسّويّه است . زيرا خصوصيّات أفراد أبدا دخالتى در تأثير دارو ندارد . بلكه تمام مؤثّر در مدخليّت ، همان وجود صفرا در مزاج آنانست ، بدون ملاحظهء شرائط محيط و زمان و مكان . [ أحكام اسلام بر فطرت است ، و منحرفان قبل از وصول به مقام انسان گم مىشوند ] إنسان داراى طبيعت و سرشت مادّى و جسمانى ، و داراى سرشت معنوى و روحانى است ؛ و بايد قابليّت إنسان در أثر مرور ، و تدريج زمان عمر ، بواسطهء حركت جوهريّه ، به مقام كمال ، بلكه أكمل خود برسد ؛ و انسان كامل گردد ؛ و به درجه فعليّت محضه ارتقاء يابد . يعنى تمام جهات استعداد و قابليّت وى ، فعلى شود . اين أمر فقطّ در صورتى تحقّق مىپذيرد كه : سير و حركت إنسان بر طبق مسير و ممشاى فطرت و سرشت او باشد . و گرنه بواسطهء انحراف از خطّ سير فطرت ، به همان اندازه ، قابليّت ذاتى ، هدر رفته ؛ و از آن جهت تحقّق فعليّت محال ، و بدون شكّ در مراتب ما دون كمال ، گم شده و به تعبير قرآن كريم ، ضلال يعنى كمى و گمراهى ، و نيستى و نابودى ، و محو در مراتب دانيه ، قبل از وصول به مقصد أقصى ، گريبان‌گير وى خواهد شد . وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ . « 1 » ( و كسى كه إيمان را بدهد در مقابل كفرى را كه گرفته است ؛ پس حقّا از راه معتدل و مستوى به گمى و گمرهى رسيده است ) . وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً . « 2 » ( و كسى كه به خداوند شرك آورد ، پس حقّا در گمى و گمراهى دور و ناپيدائى فرورفته است . )

--> ( 1 ) آيهء 108 ، از سورهء 2 : بقره . ( 2 ) آيهء 116 ، از سورهء 4 : نساء .